عناوین خبری
 
امکانات
 
جستجو


 
مقالات و اشعار
 
مصاحبه و گفتگو
 
گزارش و تحلیل
 
سایتهای خبری استان
 
مطالب قبلی
Friday, November 07
· نمایشگاه کتاب استان به زودی برگزار می شود
· 700 عضو در تعاونی زنان روستایی سیرجان
· به بی تجربگی بازیکنان باختیم !
Friday, October 31
· دکتر نصرالله پور معاون سیاسی فرمانداری شد
· برگزاری مراسم ترحیم دکتر صفارزاده در سیرجان
· رئیس جمهور به کرمان نیامد ...
· مراسم ترحیم دکترصفارزاده در تهران برگزار شد
· گزارش تصویری مراسم ترحیم دکتر صفارزاده
· پیام تسلیت مسئولین در رابطه با دکترصفارزاده
· شورای اجرایی ستاد 88 در سیرجان تشکیل شد
· تلاش سیرجانی ها بی نتیجه ماند !
Saturday, October 25
· دکتر طاهره صفارزاده صبح امروز درگذشت
· اعطای نشان قضایی به قضات سیرجان
· عکس نوشت 5
· هلاکت شرور معروف جنوب شرق کشور
· برق گرفتگی کارگر جوان
· تجلیل از دانشجویان دانشکده تکنولوژی سیرجان
· رئوفی نژاد استاندار زنجان شد
· گل‌گهر سيرجان مغلوب استيل آذين شد
· نشست خبری نماینده سیرجان و بردسیر در مجلس
· نگاهی به مطالب این هفته نشریه نگارستان
· پشت پرده استعفای مدیرروابط عمومی باشگاه مس
· عضویت نماینده سیرجان در شورای عالی اصل44
· قهرمانی تیم اتوبوسرانی شهرداری سیرجان
· نامه جوانان سیرجان و بم به سید محمد خاتمی
Friday, October 17
· اولین سفر استاندار به سیرجان
· باند سارقان شبگرد متلاشی شد
· بازدید معاون وزیراز فولادبافت وگندله گل گهر
· مکی زاده مدیر روابط عمومی مس کرمان شد
· برگزاری همایش جامعه عاری از اعتیاد
· معاون رئیس جمهور در جلسه شورای اداری
· و باز هم گل‌گهر ... !
· برگزاری مانور زلزله روستایی در استان کرمان
Friday, October 10
· حسن پور: جاده سیرجان بندرعباس، جاده مرگ
· برگزاری نشست مطبوعاتی فرمانده پلیس سیرجان
· قتل ورزشکار سیرجانی در یک حادثه پر حاشیه
· هزینه مسئله "کردان" برای نظام بسیار زیاد بود
· دستگيري شرور معروف شرق كشور
· برگزاری مانور آتش نشانی در سیرجان
· سپاه در مقابل هر تهديدی آماده است
 
 خاطره جالب مرعشی از گم شدن هواپیمای ماهان 
گزارش و تحلیل
حسین مرعشی در وبلاگ خود با اشاره به گم شدن یک فروند هواپیمای ماهان در چند سال پیش خاطرات جالبی را از آن نقل کرده است. به گزارش کویران به نقل از کرمان ما، وی که از مسافران آن هواپیما بود نوشت: در دوران نمايندگي مجلس ششم ، طبق برنامه هميشگي هر هفته به کرمان مي رفتم و به برنامه هاي حوزه انتخابيه در حد فرصت و امکانات رسيدگي مي کردم . يک شب در برگشت از کرمان با ارباس ايران اير اتفاق عجيبي افتاد که بعيد است تا آخر عمر، مشابه آن را درک کنم و اميدوارم چنین اتفاقی براي هيچ گروه ديگري هم واقع نشود.پرواز ساعت هشت و نيم شب از کرمان به موقع انجام شد و قرار بود يک ربع به ده در تهران بنشيند ، من هم جايي در تهران براي شام مهمان بودم و به دوستان گفته بودم با تاخير خواهم رسيد ...




صندلی من در رديف يک وهمه چيز عادي بود ولي يک خانمي که با فاصله کمي با من نشسته بود از همان ابتداي پرواز دلشوره و حس خاصي داشت ، او از هر صدای معمولی و هر حرکت هواپیما وحشت ده می شد. بعد از گذشت بيش از يک ساعت که بايد هواپيما براي نشستن يا به اصطلاح لاندينگ کاهش ارتفاع را شروع را شروع مي کرد ، هواپيما براي يک مدت پانزده دقيقه در جا دور زد ، بطوری که همه کلافه شده بودند و خانم موصوف بيش از سايرين مضطرب شده بود .

من با تصور اينکه به دليل ترافيک فرودگاه مهر آباد ، بر اساس روال معمول برج به هواپيما هدل داده ،به فرد کناري خودم که از افراد فني ايران اير بود گفتم برو به خلبان بگو با مسافران حرف بزند وآنان را از نگراني بيرون بياورد . او رفت وبراي مدت پانزده دقيقه برگشت در حالی که آنقدر دستمال کاغذي براي خشک کردن عرق پيشاني خود مصرف کرده بود که تمام پيشاني آن مملو از ذرات دستمال شده بود . با برگشت او ، خانم حساس همجوار من نگران تر شد و فرياد زد گفتم وضع خرابه ، ببينيد اين چه حالي داره !!!


البته من هم کمي نگران شدم و فکر کردم چرخ هاي هواپيما باز نشده و هواپيما منتظر آماده شدن باند براي فرود اضطراري و بدون چرخ است . از همکار هما پرسيدم چه خبره ؟ چرخ ها باز نمي شه ؟ او گفت : وضع از اين حرف ها خطرناکتره ،طاقت داري که فرياد نزني ؟ گفتم مشکلي ندارم بگو . گفت : گم شديم . با شنيدن اين جمله و با توجه به شناخت کمي که از صنعت هوائي داشتم ، خيلي جا خوردم .


خواندن چندين آيت الکرسي و دعاي توسل و در نهايت انقطاع کامل از همه چيز و همه کس و تسليم کامل شدن در مقابل اراده حق و اينکه بالاخره مرگ هر موجودي فرا مي رسد و مقدر بوده است که من اينگونه از دنیا بروم و ....


اين حدود دو ساعت اضطراب هر چند به دليلي آگاهي از عمق خطری که در دو قدمی ما بود سخت بود ولي از سوي ديگر مفيد هم بود وفایده آن، فرصت توبه و انابه به درگاه حق جل و علي بود .به هرحال يک معجزه جان من و همه مسافران را نجات داد و با همکاري مرکز کنترل هوائي ايران و دقت مرکز کنترل پاکستان ، هواپيما پس از حدود سه ساعت پرواز آماده نشستن بر روي باند فرودگاه کراچي شد .


زماني که سرمهماندار بسيار شجاع و خوش اخلاق پرواز که در تمام ساعات بحراني با روحيه بسيار بالا و بدون واهمه ، با مسافران صحبت و با اطمينان کامل هر نوع مشکلي را منکر مي گرديد ، اعلام کرد شما مي توانيد از پنجره هواپیما چراغ هاي شهر کراچي پاکستان را ببينيد ، خنده قهقه بلند شد و سکوت توام با وحشت چند ساعته شکست .


پس از ورود به فرودگاه کراچي اولين موضوعي که جلب توجه کرد و اعتراض محترمانه مسافران را بر انگيخت فرودگاه پيشرفته کراچي بود ، مسافران نا خوانده کراچي به من مي گفتند ، حاج آقا اين هم از پاکستاني هاي فقير !! چرا براي ايران کاري نمي کنيد ؟


يکي از دوستان سيصد دلار از يکي از تجار همراه قرض کرد و از فروشندگان کارت هاي اعتباري تلفن ، کارت خريد و در اختيار مسافران گذاشت تا با تهران تماس بگيرند و بگويند کجا هستند . خود من به همسرم زنگ زدم و وقتي پرسيد کجايي ؟ چرا دير آمدي ؟ گفتم کراچي هستم و او باور نمي کرد فکر مي کرد مثل بعضي اوقات شوخي مي کنم . شب را با مسافران تا صبح در فرودگاه بين المللي کراچي بيتوته کرديم .


خلبان پس از کنترل دستگاه هاي ناوبري هواپيما متوجه شده بود که هواپيما سالم است و فقط خطاي بي سابقه و البته ممکن او در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای پس از پرواز از باند کرمان او را در مسير غلط قرار داده ، آماده بود پرواز به تهران را آغاز کند ، اما مسافران تسليم نشدند .


با آقاي کاظمي مدير عامل وقت ايران اير تماس گرفتم و او پس از بررسي از من خواهش کرد که من ابتدا سوار شوم تا مسافران از من پيروي کنند ، من موکول به نظر اکثريت مسافران شدم ، آنان را جمع کردم ، مطلب را توضيح دادم و رفتن يا نرفتن را به راي گذاشتم ، فقط سه نفر بجز من موافق پرواز با همان هواپیما بودند ، لذا ايران اير يک هواپيماي 747 فرستاد تا مسافران را به تهران برگرداند .
روز بعد در بازگشت ، يک نفر از مسافران که کنار من نشسته بود مي گفت که ديشب پس ازسوار شدن هواپیما در کرمان به خواب رفته و در فرودگاه کراچي آخرين نفري بوده که بيدار و سپس پياده شده است . او هيچ اطلاعي از استرس ها و اضطراب ها نداشت . به او گفتم خوش به حالت .

اين روزها با ديدن اوضاع و احوال مملکت بياد آرامش فوق تصور آن مسافر به خواب رفته سفر به کراچي مي افتم و با خود مي گويم کاش من هم خواب يا بي اطلاع بودم تا اينقدر از عمق فاجعه نسوزم در همه چيز......


ارسال شده در مورخه : جمعه، 24 خرداد، 1387 توسط kavirann
 
پیوندهای مرتبط
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

 
انتخاب ها
 
موضوعات مرتبط

مطبوعات استان کرماناخبار استان کرمانحوادث

با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .

تلفکس پیامگیر : 5229733-0345
همراه : 09131455876
پست الکترونیک : Info@KaviranNews.Com
صندوق پستی : سیرجان 659
حقوق اين وبسایت محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع و آدرس سایت بلامانع است
All Rights Reserved 2006 © Kaviran News Team
طراحی شده توسط : محسن رضوانی, قدرت گرفته توسط INP