کویران" دانشجویان سیرجانی دانشگاه های تهران گرد هم آمدند. این خبر در حالی به دستمان رسید که مدت زیادی از زمان آن گذشته بود، اما زیبایی و صمیمیت آن نشست ما را به انتشار آن مجبور کرد. در این ضیافت که در محل هتل لاله تهران برگزار شد، در کنار دانشجویان سیرجانی، استاد جهانبخش صادقی و آقایان جهانگیری، مکی نژاد و برقی حضور داشتند. گزارش کامل این مراسم را که توسط یکی از این دانشجویان نوشته شده است را در ادامه بخوانید ...
با سلام خدمت همه دانشجويان سيرجاني. اميدوارم كه ضيافت افطاري به همه خوش گذشته باشه. هر مراسمي مي تونه مسائل جالب و حاشيهاي يا پشت صحنه داشته باشه؛ خب ما هم سعي كرديم يه شرحي بر اين مراسم و حواشی آن بنويسيم.
به دنبال تماس هاي هم ولایتی های عزیز با دانشجویان سیرجانی برای دعوتشون به ضيافت افطاری، هم ولايتيها خرسند و مسرور از اين مراسم به راه افتادن به سمت هتل لاله. اما اين ضيافت خلاصه مي شه در چند پلان:
(اين پلان بر و بچ دانشگاه تهران رو شامل نمي شه كه خداييش راهشون خيلي نزديك بود.)
بچه ها به راه افتادن تا با اتوبوس برن به سمت هتل؛ اما نيامدن اتوبوس همانا و كلافه شدن بچه ها همانا. آخه اونا فكرشم نمي كردن، سابقه نداشته، اينقدر اين وسايل نقليه منظم كار مي كنن كه بچهها همیشه ساعتشون رو از روي حركت اينا تنظيم مي كردن. حالا شده بود ديگه، كاريش نميشه كرد هميشگي كه نيست؟ به هر حال به هر سختي كه بود هتل لاله رو پيدا كردن و با ديدن هم ولايتي هاشون كه دم در هتل ايستاده بودن و خوش آمد مي گفتن اينقدر ذوق زده شدن كه خوب گوش ندادن ببينن هم ولايتي هاشون چي گفتن. پس همه يكي پس از ديگري با شنيدن عدد ۱۳ به سمت آسانسور حركت مي كردن غافل از اين كه هتلداري محترم براي از بين بردن نحسي يا هر علت ديگر به جاي عدد ۱۳ ازحرف R استفاده كردن!
بعد از ورودبه آسانسور دانشجويان گرامي دكمه شماره ۱۳ رو پيدا نكردن. خب گروهي با خودشون گفتن لابد بچه ها حواسشون نبوده و به جاي عدد ۱۲ گفتن۱۳. (اي دل غافل!) گروهي هم فهميدن كه آدرسو كامل گوش ندادن ولي با خودشون فكر كردن اگه بخوان برگردن و دوباره بپرسن شخصيتشون له مي شه. پس گفتن تا طبقه ۱۲ ميريم، بقيشو هم پياده ميريم. ديگه بهتراز ضايع شدنه ! (رفتن همانا و درماندن همانا.) خب قبول كنيد تقصير خودتونه ديگه. البته هم ولایتی ها به جای طبقه ۱۳ باید میگفتن رستوران که شما اشتباه نکنید. شايد هم هم ولايتي هاتون مي خواستن طي اين نقشه ميزان هوشتونو بسنجند. شما در كدام دسته قرار گرفتيد؟
۱.كساني كه از همان ابتدا از دكمه Rاستفاده كردند
| IQ بالا
|
۲.كسانيکه كه از فرمول ۱۲+R استفاده کردند
| IQ متوسط
|
۳.کسانی که سر از زیر زمین در آوردند
| IQ پايين
|
انشاءالله كه هيچ كدومتون جزء دسته سوم نباشيد. از طرز حركت آسانسور كه بگذريم اين اندازه اكتفا ميكنم كه بگم اگه ضيافت يك طبفه از طبقه ۱۲+R بالا تر بود خيلي ها از همون اول بر مي گشتن.
بعد از حل شدن مشکل آسانسور بچه ها بالاخره به طبقه ۱۳ یعنی ضيافت رسيدن. البته اين طبقه دو سالن روبروي هم داشت كه اين دفعه با ذكاوت هتلداري حل شده بود و روي فلشي كه به سمت چپ اشاره داشت نوشته شده بود ضيافت بازيكنان پرسپو ليس پس بچه ها فهميدن كه بايد به سمت راست برن. (البته اگه كسي در تست هوش آسانسور در دسته سوم قرار گرفته بعيد نيست سر از ضيافت پرسپوليس در آورده باشه!). برگرديم به ضيافت پرسپوليسيها. اين كه دقيقا چه ساعتي بود خدا عالمه. فقط شايد مثل هميشه براي مودت و آشتي بين بازيكنان محترم بود که یک شب قبل از بازی مهم با ذوب آهن دور هم جمع شدن تا برای زدن پوز ذوب آهن هم قسم بشن.

بعد از ورود به سالن نيش هاي تا بناگوش باز و صورتهاي گل انداختهي بچهها نشانه اين بود كه خوش گذشته. بعد از ديدار دوستانو صداي اذانو صرف افطار، سخنراني شروع شد و آقاي برقي با لهجه سيرجاني و به كار بردن كلمه (سيرجون) لطف كردن و جو گرمي به سالن دادن که باعث دلگرمي بچهها شدن و همچنين خيليها كه يادشون رفته بود سيرجوني هستن يادشون اومد. (آخه خيلي ها گله كردن كه بعضي دوستاشون تحويلشون نگرفتن من فقط ميتونم بگم بچه ها با هم دوست باشيد. همين!) بعد هم نوبت به سخنرانی مدعوین ویژه رسید که در ابتدا آقای جهانگیری صحبتهایی ایراد فرمودند. بعد هم سخنراني دلنشين دكتر مكي نژاد و حرفهاي زيباي استاد صادقي رو داشتیم که از صحبت های این عزیزان بسیار بهره بردیم.
بعد از سخنراني با بلند شدن ناگهاني همه پايان جلسه اعلام شد و به عبارت ديگر غوغايي به پا شد. اينقدر شلوغ شد كه آدم خودشم گم می کرد. بعد از خروج از رستوران با چند تن از پرسپوليسيها برخورد داشتيم كه انگار اصلا اين جمعيت رو نديدن. خب بايد بررسي بشه چرا:
۱. يا شما بد جور نگاه كرديد به عبارتي زل زديد و ايشان فكر كردن چه خبره؟
۲. اين عزيزان هم در گروه هوش متوسط قرار گرفتند و مجبور شدن از همون فرمول ۱۲+R استفاده كنن. به همين دليل عصباني بودن.
۳. البته ايشان در بدو ورود به طبقه ۱۳ يا به عبارتي R دچار مشكل ديگري شدند و اصلا به فلش نگاه نكردن و به جاي ورود به سالن پرسپوليسيها وارد ضيافت دانشجويان سيرجاني شدن. (مهموني خودمون) و اين بسيار ناراحتشون كرد. پس با توجه به گفته هاي قبلی در نظر گرفتن اينكه ايشان سر از زيرزمين هم درآورده باشن زياد دور از ذهن نيست. شما چي فكر مي كنيد؟
بعد از این که بچه ها سالن رو ترک کردن همه با عجله به سمت آسانسور رفتن تا هر چه زودتر برگردن خوابگاهاشون. آخه بعضی از بچه ها و شاید اکثرشون در صورت دیر رسیدن بدجوری ضیافت ازپشت پاشون درمیومد. به همین خاطر همه به سمت آسانسور هجوم آوردن و آسانسور بیچاره مجبور شد در هر بالا و پایین شدن ۱۰ نفر آدمو بالا و پایین کنه. داخل آسانسوردر حالی که معلوم نبود کی به کیه صدای قهقه بچه ها موج می زد بعد از کمی تلوتلو خوردن آسانسور بالاخره به مقصد رسید.
بچه ها به سمت آژانس هتل رفتن تا تاکسی بگیرن بعد از شنیدن رقم هایی که هتلداری محترم یکی پس از دیگری ردیف می کرد، قیافهها بسیار دیدنی بود. ای کاش آقایان و خانم هایی که عکس میگرفتن به جای عکس گرفتن ازدر دیوار هتل و میز افطاری از این صحنه ها عکس گرفته بودن. (خیلی هنری می شد!) چشمهای بیرون زده و دهانی باز که معدههایی که هنوز شروع به هضم افطاری نکرده بود کاملا معلوم بود (البته این قسمت هم شامل بچه های دانشگاه تهران نمی شه آخه یه قدم راه که تاکسی نمی خواست). خب بچه ها اشکال نداره ارزش دیدن دوستان و هم ولایتی ها رو داشت نه؟ بعدشم که بچه ها از تاکسی تلفنی هتل ناامید شدن همگی دم در هتل تجمع کردن تا فکری برا حل شدن این مشکل بکنن. تجمع و سر و صدای بچه ها باعث شد که یکی از نگهبانان محترم هتل برای متفرق کردن دوستان (که نکنه خدای نکرده از پرستیژ هتل کم بشه) آنچنان سوتی زد که که تا چند دقیقه تو گوش همه فقط صدای سوت بود. (غافل از اینکه سوت خودش نه تنها باعث حفظ پرستیژ و کلاس هتل نشد که فکر کنم باعث شد یکی دو ستاره از هتل کم بشه). بعدش هم که خود نگهبان به سوتی خودش پی برده بود به همراه همه بچه ها زد زیر خنده!
این بود شرح ضیافت. در آخر از هم ولایتیهامون که برای برگزاری این نشست صمیمانه بسیار زحمت کشیدن و خون دلی خوردن تا ما دانشجویان سیرجانی برای ساعاتی در کنار هم باشیم و همچنین مدیریت هتل لاله و کسانی که در تهیه این ضیافت ما را همراهی کردن و کسانی که هیچ کمکی نکردن یا اونا که بدقولی کردن و در مراسم شرکت نکردن کمال تشکر را داریم.