
چند سالي ميشود كه سوالي در ذهن دارم و جوابي متقن و قانع كننده براي آن دريافت نكرده ام! با توجه به روزهای گذشته كه عطر معنويت رمضان فضا را پر نموده است، بهترين زمان را براي طرح اين سوال ديدم.شكي نيست كه مجتمع عظيم معدن گل گهر تاثير بسزايي در اوضاع اقتصادي، اجتماعي، ورزشي و شايد بتوان گفت در بسياري از حوزه ها در منطقه گذاشته است. اين اثرگذاري محدود به شهرستان سيرجان نبوده و حوزه اثرگذاري آن بر استان و كشور نيز مشهود است. در اين ميان توقع مردم شهر سيرجان شايد بتوان گفت بسيار بيشتر از آن است كه اين مجتمع برآورده ميكند. روزي با راننده اي از كنار ميدان بلال رد ميشديم. راننده رو به مسافرانش كرد و گفت: "گلگهر مي تواند نه تنها تموم خيابونا، بلكه تموم كوچه پسكوچههاي سيرجون خودمون را با طلا سنگ فرش كنه. من نميدونم چرا فقط به همين مجسمه بلال اكتفا كرده؟" ...
سخن آن روز آن راننده به من اثبات كرد كه نحوه نگاه مردم به گل گهر با نحوه نگاه آنها به شركتهاي ديگر خيلي فرق مي كند. مردم توقع دارند كه بسياري از مشكلات شهري و اجتماعيشان از طريق گل گهر حل شود. از طرفي صحبت مسوولين گلگهر اين است كه اين شركت يك شركت خصوصي است و تا حدي در اين مورد اختياراتي دارد! حال از اين بحث بگذريم چون كه مقصود اين نوشته بيان آن چه گذشت نيست، بلكه طرح يك مساله و يك مقوله فرهنگي است كه سالها ميگذرد و كسي به آن توجهي نكرده و حتي طرح آن هم زير خروارها گردو غبار بي توجهي به فراموشي سپرده شده است!
آيا تا به حال از خود پرسيدهايد كه چه تعداد واحد مسكوني به نام گل گهر يا كاركنان آن در شهرك گلگهر وجود دارد؟ تعداد كل واحدهاي مسكوني و سازماني شهرك گلگهر در شهر سيرجان بالغ بر 1000 واحد ميباشد. حال اگر متوسط ساكنان هر واحد 3 نفر باشد جمعيت اين قسمت شهر حداقل ميشود 3000نفر! در حالي كه جمعيت اين قسمت شهر بسيار بيش از اين عدد است. اگر مقايسه اي بين اين جمعيت و جمعيت 10 خانواري يك روستا داشته باشيد به چه نتايجي ميرسيد؟ روستاييان از بسياري امكانات شهرك گل گهر بيبهرهاند. آنها زمين چمن، مدرسه مناسب، امكانات پزشكي مناسب، پارك با وسايل ورزشي و نرمشي، فضاي سبز، پاركينگ سرپوشيده، فروشگاه، مهمانسرا، خيابانو كوچه آسفالته، گاز و احتمالاً برق و آب آشاميدني مناسب بيبهرهاند؛ اما يك امتياز مهم دارند كه بر همه اين امكانات برتري دارد! هواي پاك و طبيعت دلانگيز آن مورد نظر نيست!
روستاي 10 خانواري چيزي دارد كه شهرك بزرگ گلگهر با تمام ابهتش ندارد! آنها مكاني دارند كه روزي 5 بار گلبانگ ملكوتي اذان را از آن ميشنوند و جان ودل را با آن صفا ميدهند. آنها مكان مقدسي به نام مسجد دارند تا هر روز پنج مرتبه در فضاي قدسي آن روحشان را جلا و صيقلي روحاني دهند. آنها خانههايي خشت و گلي دارند اما مسجدي را در وسع خودشان به زيبايي ساخته اند.
متاسفانه نياز معنوي حداقل 3000 نفر به مسجد در شهرك گلگهر دچار غفلت و فراموشي شده است و كسي هم نيست اين موضوع را پيگيري كند. شايد مسوؤلين مربوطه گل گهر بگويند كه يك مسجد داريم! آنهم در مهمانسراي شركت! اما جواب اين است آن نمازخانه چند متري وسعش بيشتر از همان مهمانهاي مهمانسرا نيست!
حال در اين مورد سوال بي جوابي را كه مدتي است در ذهنم ميباشد مطرح مي كنم:
آيا اهميت مسجد از اهميت فضاي سبز، پاركينگ سرپوشيده، فروشگاه، مهمانسرا، زمين چمن و امكانات ورزشي كمتر است؟ چرا با اين كه از حدود سالهاي 70 تاكنون اين همه گلگهر مدير عامل عوض كرده است، يكي از اين آقايان مهندس و دكتر گلنگ آغاز احداث مسجد را نزده است؟
اگر هزينه 1سال يك بازيكن خارجي فلان تيم ورزشي را طي سالهاي گذشته خرج كرده بودند، حالا در شهرك يك مسجدمناسب وجود داشت!
باشگاه گلگهر طي يكي دو سال گذشته دچار تحولاتي مالي و اقتصادي شد، توسط منتقدان و صاحب نظران خروارها كاغذ مطلب و مقاله در اين مورد نوشته و چاپ شد. البته اين حساسيت نسبت به يك امر ارزشي چون ورزش و پرورش جسم جوانان و نوجوانان اين شهرستان قابل تقدير است، اما آيا شما خواننده عزيز طي حداقل 15 سال گذشته مطلبي را خواندهايد كه در مورد ساخت مسجدي در شهرك گلگهر بوده باشد؟ آيا تا به حال در اين مورد انتقادي را خوانده يا شنيدهايد؟ آيا تقويت روح و بيدار كردن فطرت الهي انسانها از تقويت جسم آنها اهميتكمتري است؟
طبق شنيده ها تنها نتيجه پيگيريهايي كه توسط چند نفر دلسوز به صورت خودجوش شده است اين بوده كه مسوؤلين قول دادهاند زميني به نام مسجد در نظر گرفته خواهد شد! اما هيچ قدمي براي به بار نشستن گلبانگ وحياني اذان بر منارههاي ساخته نشده مسجدي در شهرك گلگهرصورت نگرفته است.
در ابتدا به فكر اين افتادم كه چرا گلگهر در سه راه خيرآباد جايي كه مسافران تنها ديدشان از گل گهر تنها ستوني كوچك با سنگ آهن قهوه اي رنگي بر بالا آن و يك تابلو به سمت گلگهر است، نمازخانهاي احداث نكرده است؟ تا مسافري نماز صبحش را در زير باران و هواي سرد زمستاني با لرزش اندامش روي سطح خشن سكوي چند متري نخواند و بتواند با آرامش در چهارديواري نمازخانهاي شايسته بخواند. اما وقتي ديدم كه براي بيش از 1000 واحد ساختمان هنوز مسجدي ساخته نشده است از پيشنهاد ساخت نمازخانه در سهراهي گل گهر منصرف شدم!
اگر مسجد بلال در كنار معدن گل گهر وجود نداشت، بهتر ميشد به اين نتيجه رسيد كه تصميمگيران گلگهر با مسجد بيگانهاند! چرا آقاياني كه روزي هزار بار به فكر افزايش توليد هستند، فقط سالي يكبار فكر ساخت مسجد از ذهنشان گذر نميكند؟
وظيفه اين قلم قاصر اين بود كه طرح اين موضوع را به ميان مردم بكشد تا شايد مردم خير قدم خيري بردارند و يا خود كارگران زحمتكش مومن در اين مورد اقدامي نمايند.
در پايان بايد اعتراف كنيم كه حق مساجد را ادا نكرده ايم